چه خوب شد نيامدي

چه روزها كه يك به يك غروب شد نيامدي

چه اشكها كه در گلو رسوب شد نيامدي

خليل آتشين سخن تبر به دست بت شكن

خداي ما دوباره سنگ و چوب  شد   نيامدي

براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم نه

براي عده اي ولي چه خوب شد نيامدي

تمام طول هفته رادر انتظار جمعه ام

دوباره صبح   ظهر   نه    غروب شد نيامدي

/ 0 نظر / 6 بازدید