درياچه تار و هوير (قسمت سوم)

امیدوارم که حوصله تان سر نرفته باشد.

و اما بعد...

حالا به میدان فرامه می رسیم و از آنجا بطرف روستای چنار شرق می رویم. از اینجا به بعد جاده پر پیچ و خم و کوهستانی است.

در ابتدا جاده همینطور که بطرف دریاچه تار می رویمماشین تویوتایی بر       می گشت و به ما گفت که بر اثر سیلاب و ریزش کوه راه بسته شده است.

آهی از نهاد همه بر می آید. ماشین آقای باقری جلوتر حرکت می کند. توقف   می کنیم تا آقاسی توسلی هم برسد. بعد از مشورتی کوتاه بنا بر این می شود که... 

تا جایی که راه بسته است برویم و ببینیم می شود عبور کرد یا نه .

 واگر اوضاع جاده خیلی خراب بود برگردیم. من و عدالت و جواد کفش و کلاه را برداشته و پیاده به راه می زنیم. البته حسین آقا و مر تضی هم پیاده می شوند تا اینکه...

 ادامه دارد...       

/ 0 نظر / 8 بازدید